عدل و انصاف در داد و ستد بود و نوعي قاضي شهرداري محسوب ميشد. كتاب ابن اخوه اطلاعاتي درباره همهٴ حرفهها و صنايع و مقررات مربوط به آنها عرضه ميكند. چنين مقرراتي در غرب وجود داشت، ولي در آنجا چيزي قابل قياس با شغل محتسب يا كتابهاي مربوط به حسبه وجود نداشت. اين كتابها براي مورخ اقتصاد داراي ارزش ويژهاي است، ولي جامعهشناسان هم در آنها مطالب مفيد زيادي خواهند يافت.
مطالب زيادي دربارهٴ جنبههاي گوناگون جامعه اسلامي در نخبةالدهر دمشقي،
نهايةالارب نُوَيْري و بهتر از همه در مسالك الابصار فضل الله عمري ديده ميشود. البته كتاب اخير براي استفادهٴ مستوفيان و كارمندان كشوري تأليف شده و حاوي اطلاعات مشروحي دربارهٴ دستگاه اداري مماليك است.
2. عراق و سرزمينهاي اسلامي شرق آن. صرف نظر از رسالههاي حنفي كه نسفي (سيزدهم ـ 2) در سمرقند نوشت، همهٴ آثاري كه در اين بند بررسي ميشود، در عراق نوشته شده است و به كتابهاي ((آيين كشورداري)) مربوط ميشود. نمونهٴ خوبي از آن در سال 1237 م/635 ه ق بهوسيلهٴ يوسفبن قزاوغلي ترك عراقي (سيزدهم ـ 1) تأليف شد. دو كتاب ديگر از همين نوع را ابن طقطقي و ابن نباته نوشتند. اولي شيعي بود و بخش نخست كتاب الفخري او يكي از بهترين آثار است. ابن نباته عراقي بود، ولي در مصر تحصيل كرد و بيشتر عمرش را در قلمرو مماليك گذراند (بنابراين قراردادن او در گروه پيشين د ـ 1 نيز ممكن بود). مشاغل حكومتي او باعث شد تا اطلاعات خوبي از ساكنان مسيحي و زايران قدس بهدست آورد. كتاب او دربارهٴ وظايف امرا ظاهراً بسيار جامع است، ولي من آن را نميشناسم.
بسياري از كساني كه در بخش (د) ذكر شدند شافعي بودند، ابن جماعه، ابن اخوه، نويري و ابن فضلالله عمري؛ ابن قيم حنبلي بود؛ نسفي حنفي، ابن طقطقي شيعي؛ و دمشقي صوفي بود.
ه. هند و برمه
هِمادْري (سيزدهم ـ 2)، مجموعهاي از قوانين و مقررات را گردآورد. او وزير شاهان يادَوَ در حيدرآباد بود. چند سال بعد كَندِشوَرَه، وزير شاهان مِتيلا (در ايالت بيهار در شمال گنگ)، تأليف مشابهي نوشت.
واگارو (سيزدهم ـ 2)، فرمانرواي برمهٴ سفلا مجموعه قوانين بودايي را عرضه كرد.
و. چين
كتاب نخبهٴ پزشكي قانوني (پزشكي قضايي، آموزشهايي براي بازرسان مرگهاي مشكوك) را در